ضیافت ها و عرصۀ عمومی

این زمینه ها و بسترها جهت بروز و ظهور فردیت در مقاطعی که موقعیت مناسبی وجود داشته باشد خود را به صورت عریان مشخص می نماید و در خارج از این فرصت ها و امکانات به اشکال گوناگون مخفی و غیر مستقیم قابل بررسی است . یکی از این فرصت ها و امکانات در زمانۀ حاضر وبلاگهای اینترنتی می باشند . تعدد و تکثر وبلاگ نویسی در ایران گویی ناشی از ارضای آن نیاز و احساس برای « خود » بودن و به نوعی نشان دهندۀ آن عقده های سرکوب شدۀ تاریخی می باشد . افراد برای ابراز وجود و اظهار نظر نیاز به ابزارهایی دارند که وبلاگهای اینترنتی می توانند جوابگوی حداقلی بخشی از این نیازها باشد . از طرفی علاوه بر این فردگرایی افراطی که هر فرد برای انتشار آرا خود سعی در ایجاد یک پایگاه اطلاع رسانی ( وبلاگ ) می نماید ، همزمان این تحرک اجتماعی می تواند ماهیتی دیگر گونه نیز به خود بگیرد ، یعنی علاوه بر حفظ نگاه فردی برای خود ، حرکت و کنشی گروهی و اجتماعی نیز تحقق یابد .

-  حرکت ابتکاری و خلاقانه وبلاگ نویسان معماری تحت عنوان « ضیافت » ، از زمرۀ این حرکت های اجتماعی می باشد .« ضیافت » های معماری گامی است کوچک ولی محکم و اساسی در راستای این تفسیر و دگرگونی . « ضیافت » های معماری را می توان به مثابۀ کنشی نوین و نو پا در ایران تلقی کرد که پویایی و تداوم آن به نهادینه شدنش در عرصۀ ارتباطات زیستی - اجتماعی کمک می نماید . ارتباطاتی که بنیان و اساس قرائت ها و تفسیر ها و تحلیل ها و بالطبع تغییرات در جامعۀ بشری و زیست محیطی می گردد . تلاقی و برخورد اندیشه ها و نظرات در این سطح و دراین شکل نه تنها گامی مهم و ضروری است ، بلکه برای کنش گران آن ، اقدامی است حیاتی ، چرا که علاوه بر اینکه این ضیافت ها به شکل گیری و تمرین و تداوم نهاد های مدنی که از مهمترین اشکال مناسبات اجتماعی است یاری می رساند ، در عین حال به تقویت معماری و عبور از بحرانهای موجود معماری در ایران کمک می نماید . این « ضیافت » ها به نوعی کارکرد نهادهای جامعۀ مدنی را نیز به شکل و شیوۀ خاص خود اجرا می نمایند . این ضیافت ها می توانند به همپذیری و دیگر پذیری اندیشه ها ، مباحث و انتقادات و تحلیلهای علاقه مندان و صاحب نظران و فعالین در عرصۀ معماری کمک و یاری رساند . این چنین ضیافت هایی که در واقع به بنیانهای جامعۀ مدنی کمک می نمایند ، خواه نا خواه باعث تقویت کار گروهی و تیمی و اجتماعی در نزد معماران می گردد . این ضیافت ها باعث می گردند که روحیۀ خود خواهانۀ ایرانی و تحقیر آمیزانه نسبت به دیگری و یا ازسوی دیگر روحیۀ یکسر پرستش مآبانۀ دیگری و همچنین روحیۀ فرد گرایی منفی ( سودجویی فردی غیر مسئولانه ) کمرنگ گردیده و درعوض روحیۀ تحمل و هم پذیری دیگرایده ها و اندیشه ها تقویت گردد . این ضیافت ها باعث می گردند که  « من » دربرج عاج نشین به واقعیات روزمره و ملموس معماری و بحران های آن نزدیک ترگردیده و درپی راه چاره هایی عملی و کاربردی و جدی برای حل آنها باشد . این ضیافت ها نه صرفاً در پی بررسی تخصصی و صنفی یک پدیده ، بلکه درمعنای عام درجهت پی ریزی بنیانهای اجتماعی زیستن میباشند . زیست اجتماعی ما درکنار یکدیگر به علل گوناگون دارای نقاط تیره و گره های کوری گردیده و آنچه هم اکنون متاسفانه درجامعۀ ما به افراط دیده می شود فردگرایی منفی است ، یعنی اینکه هر شخصی صرفاً درپی برآورده کردن نیازهای شخصی و    منفعت های زندگی خصوصی خویش است بی آنکه دارای حداقل حس مسئولیتی درقبال دیگرافراد جامعه اش داشته باشد . این حس یا بینش به عرصۀ معماری ، هم به لحاظ  ذهنی و هم به لحاظ عینی نیز رسوخ نموده است . بازاری شدن کارهای خیل عظیمی ازمعماران وطراحان فضاهای مسکونی نشانگر واقعی بودن و جدی بودن این مسئله میباشد . بازاری که نه در پی تحقق ارائۀ فضاهای مناسبی جهت زیست بلکه در پی ارائۀ ظواهر و رنگ و لعابهایی جهت سود بیشتر و بیشتر و خیرگی هر چه وسیعتر به اصطلاح مشتریان می باشد ، بی توجه به معماری و بی توجه به زیست اجتماعی - فرهنگی . ما معماران می خواهیم هم معمار باشیم و هم سرمایه دار ! هنر معماری و معمار بودن و نهایتاً معمار شدن گرچه منافاتی با رفاه مالی مناسب و حتی سرمایه دار شدن ندارد ، ولی لازم است که به این نکته هم توجه شود که برای سرمایه دار شدن در جامعۀ ما راههای دیگری نیزوجود دارد که الزاماً از مسیر هنرهایی چون معماری گذر نمی نمایند . کسب سرمایه و سود و نگاه ابزاری به معماری ، این هنر را به سمت بازاری کردن و نهایتاً وارد کردن آن به سیستم عقب ماندۀ اقتصادی تجاری و دلالی جامعۀ ایران متصل می نماید . به عبارتی برخورد ابزاری و نگاه ابزاری و برخورد معماری به شیوۀ بازاری  ، معماران را به سقوط به عرصۀ دلالی می کشاند و آنگاه است که مجدداً بحرانهای این عرصه در کشورمان فزونی میگیرد . باشد که معماران ، اول هنرمند باشند ، هنرمندانی که به معماری نه به مثابۀ ابزار ، بلکه به مثابۀ هدف و غایت می نگرند . هنرمندانی که درپی تکامل و تعالی و ارتقای کیفی این عرصۀ هنری باشند .

-  با شکل گیری « ضیافت » ها می توان به گونه ای از خرد جمعی در زمینۀ معماری دست یافت . در فرآیند تدریجی این حرکت می توان تا حدود زیادی و به دقت ، وضعیت معماری ایران را به شیوه ای علمی و عقلایی تجزیه و تحلیل نمود و دارای حداقل بنیادهای معرفتی و زیبا شناختی نسبت به حوزۀ معماری در ایران گردید . این معرفت شناسی در ادامۀ خود باعث توانایی در تغییر دادن بافت  و مجموعۀ زیستی ما می گردد . این حرکت عینی ضیافت های معماری علاوه براینکه خود به بنیانهای نهادینه کردن علم گرایی و علم پژوهی در جامعۀ ایران کمک می نماید ، در عین حال می تواند نقطۀ شروعی باشد جهت هم پذیری و دیگر پذیری  . این ضیافت ها در صورت تداوم توسط وبلاگ نویسان معماری می تواند همچنین آموزندۀ این نکته باشد که ما انسانها علاوه بر حفظ هویت و نگاه شخصی خود به مسایل معماری می توانیم کار جمعی و گروهی را نیز انجام  دهیم . ضیافتهای معماری قابلیت و توانایی این را دارد که براساس نیازهای اجتماعی ما و بر اساس خواست های مشخص یعنی مطرح نمودن عنوانهای گوناگون حوزۀ معماری به معرفت شناسی حداقلی از وضعیت معماری دست یابد . رسیدن به حداقل اشتراکات گامی است کوچک ولی در عین حال بسیار ارزشمند و محکم . پویایی و تحول در معماری ایران نیازمند اینچنین حرکت هایی است ، حرکت هایی که در بطن خود نشانه هایی عظیم از تحول روابط انسان با معماری و انسان با انسان دارند . ضیافت های معماری تمرینی است خود انگیخته ، از پایین ، افقی ، بدون رهبری ، خود سامان و خود جوش و نهایتاً خودگردان جهت نیل به تغییر . این ضیافت ها نه فرجام - محور بلکه فرآیند - محور میباشند ، بدین معنی که در پروسۀ برگزاری ضیافت ها است که عمل و تعالی هنر و معماری شکل میگیرد . برگزاری ضیافت ها خود به مثابۀ هدف تلقی میگردد ، این فرآیند رو به آینده دارد و امکانات تغییر فضای زیستی ما را در عرصۀ معماری بیانگر می باشد . خرد انگاری و اعتقاد به خرد و توانایی انسان در ایجاد معماری و تغییر در معماری می تواند بنیان نوع نگاه ما به حوزۀ زیستی در معماری می باشد . معماری ای که در جامعۀ ما با وجود محدودیتهای فراوان توسط ما و ارادۀ ما حیات می یابد و دگرگون می گردد .  

/ 2 نظر / 38 بازدید
حمید

عالی بود