برای ضیافت یازدهم

موضوع اساسی در بحث اخلاقی شمولیت آن برای دیگران و همنوعان می باشد. یعنی اینکه اگر قاعده ای را برای خود روا می داریم، آن قاعده را نیز برای دیگران روا بداریم. البته برخی استدلال میکنند که فرهنگ ها و اقلیم ها و شرایط زیستی هر محلی متفاوت از محلهای دیگر است، بنابراین اخلاق نیز بالطبع نسبی بوده و از منطقه ای به منطقه دیگر تفاوت می نماید.بر این اساس امر اخلاقی نسبی است به عنوان نمونه، « دزدی عملی اخلاقی است»  بر اساس این گزاره، دزدی عملی پذیرفته شده برای یک اجتماع محسوب گردیده و افراد می توانند بر اساس این قرارداد اخلاقی از یکدیگر دزدی نمایند. این نمونه آنجا مشکل پیدا می کند که افراد با آگاهی از عمومی بودن این عمل، به نوعی مسایل دیگری در زندگی نیز فاقد معنا      می گردد .مثلاً می توان به عمل کارکردن یا تامین معاش اشاره کرد که اگر دزدی کردن امری اخلاقی و مناسب تشخیص داده شود آنگاه عمل کار کردن و تقلا برای معاش نیز بیهوده و باطل خواهد بود، بنیان های اجتماعی روابط آدمی بر هم می ریزد و اعتماد به یکدیگر نیز از بین می رود. با این توصیف می توان گفت که بنا به سطح امور، اخلاق میتواند تا حدود زیادی مطلق  باشد ولی ممکن است در مواردی جزیی و نه اصول کلی از منطقه ای به منطقۀ دیگر نسبی و متفاوت باشد. به نظر میرسد که تاکید بر نسبی بودن ارزشها، صرفاً برای افرادی که منفعتی از این نسبی گرایی دارند مطرح می گردد و گرنه هیچ دلیل عقلانی و منطقی برای این بوم گرایی و نسبی بودن ارزشها و نهایتاً اخلاق حرفه ای بومی باقی نمی ماند.

 

 

اخلاق حرفه ای:

 

 

ساختارهای اخلاقی هر جامعه مجموعه ای هستند از عادتها، رویه ها و قراردادها و سنت ها و شرایط زیست اقتصادی و سیاسی و . . . که همگی دست به دست یکدیگر داده و اخلاق عمومی را رقم میزنند . مثلاً به عنوان نمونه میتوان به دورویی درشرایط جامعۀ ما اشاره نمود که افراد به واسطۀ فشارها و تنگناهای اقتصادی موجود جهت دستیابی به تامین معاش حداقلی، در یک ارگان اداری استخدام می شوند که مناسک و شمایل و فرم ها و بعضاً ماهیت ایدئولوژیک آن دستگاه را بازی نمایند. این مدل از رفتار فردی که به اجبار و تحت شرایط خاص بوجود می آید به مرور زمان نهادینه گردیده و به عنوان بخشی از هنجار موجود و نهایتاً یک ارزش اخلاقی حاکم میشود . بنابراین می توان گفت که مجموعۀ عوامل اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی یک جامعه به اضافه تاریخ و زمینه های اخلاقی آن جامعه می توانند در جهت دهی اخلاقی به مردم موثر باشند. همین نمونه خود به نوعی دیگر می تواند در زمینۀ اخلاق حرفه ای نیزموثر باشد. مثلاً تنگناهای اقتصادی و یا به عنوان نمونه ای دیگر میزان ارزش شخصیت افراد با میزان ثروت و دارایی آنها یا نوع و مدل اتومبیل آنها می تواند باعث گردد که چرخه ای ایجاد شود که متخصصین دریک رشته یا فن تحت تاثیر شرایط عمومی قرار گرفته و اصول اخلاقی حرفه ای خود را زیر پا نهند تا بلکه بتوانند به نرم های جامعه دست یابند.

از طرفی میتوان گفت که ساختارهای اجتماعی نیز در تاثیر گذاری بر اخلاق حرفه ای بسیار موثرند. خرد نشدن در لای چرخ های اخلاق عمومی و موجود خود هم نیاز به پشتوانه ای تئوریک دارد و هم اراده ای قوی.

 

اخلاق حرفه ای درواقع به روابط ارزشی میان اعضای متخصص یک حرفه مرتبط می گردد. این روابط هم درون گروهی است به معنای روابط اخلاقی افراد متخصص در یک رشته با خود و هم برون گروهی است یعنی ارتباط اخلاقی افراد متخصص یک رشته با مردم .

 

بین اخلاق عمومی حاکم و اخلاق حرفه ای میتواند گهگاهی تعارض وجود داشته باشد. الزاماً آنچه که در حوزۀ اخلاق عمومی به هردلیلی حاکم گردد به معنای خوب بودن و مطلوب بودن آن نیست . گرچه اخلاق عمومی نیزاساساً بایستی در خدمت انسان و نوع بشر باشد ، ولی به هر روی اخلاق حرفه ای نیز می تواند به این نوع از ازعمومیت اخلاق کمک نماید، چرا که در سطحی دیگر همین اخلاق عمومی به وی کمک خواهد نمود تا بر خلاف ارزشهای اخلاقی حرفه ای عمل ننماید.

 

اخلاق حرفه ای در معماری و شهرسازی:

 

اخلاق را اگر به معنای پایبندی به حقوق طبیعی انسان ها تعریف شود، آنگاه بایستی از پایبندی معماران و شهرسازان به حقوق بدیهی شهروندان در معنای عام و مشتریان در معنای خاص توجه گردد.

 

اخلاق حرفه ای در معماری و شهرسازی نیز به دو بخش درون حرفه ای و برون حرفه ای بخش پذیر است . بدین صورت که متخصصین معماری و شهرسازی در روابط درون گروهی ویا درون حرفه ای خود دارای یکسری اصول عام و همگانی و فراگیر هستند که این اصول برای همه لازم الاجرا می باشند. تخطی از این اصول می تواند به طور کل شیرازۀ نظم اجتماعی گروه را برهم زند. بخش عمده ای از ارتقای شغلی و کیفیت کاری در گروی رعایت کردن این اصول درون گروهی می باشد. از طرفی دیگر به لحاظ برون گروهی نیز متخصصین معماری و شهرسازی بایستی اصول مربوط به تنظیم روابط اجتماعی با دیگر حرفه ها و به طور کل با افراد دیگر را اجرا نمایند. بخش عمده ای از این اصول به عنوان سرمایه اجتماعی مطرح می گردد. سرمایۀ اجتماعی چیزی نیست جز اعتماد به یکدیگر. با حفظ و تقویت و توسعۀ این اعتماد، به نوعی سرمایۀ اجتماعی افزایش پیدا کرده و به ذخیرۀ اجتماعی این متخصصین اضافه میگردد. برای روشن قضیه می توان عنوان نمود که مثلاً اگر متخصصین معماری و شهرسازی در ارائه طرح به مشتریان خود بیشتر از آنکه به کیفیت طرح اهمیت دهند و بخواهند مثلاً اصول توسعه پایدار را که ارزشی همگانی و جهانشول است تحقق بخشند، در فکر دور زدن مشتری و کلاه گذاشتن بر سر او باشند تا بلکه با چند تا طرح  بازاری و زرق و برق دار کیسه وی را خالی نمایند در اساس در اولین گام، کلاه نه بر سر مشتری، بلکه بر سر خود گذاشته اند و اساسی تر از آن، اینکه باعث تضعیف سرمایۀ اجتماعی حرفۀ خویش گردیده اند. آنچه که در بین متخصصین اکثر رشته هایی که هم اکنون موجود است، همین بحران است. کمابیش در بین معلمان که وظیفۀ تدریس دارند برای کسب درآمد بیشتر حاضر به توضیح بیشتر به دانش آموزان خود نیستد تا آنها به اجبار برای دریافت توضیحات بیشتر به کلاسهای خصوصی به اصطلاح «معلم» رفته تا مطالب درسی خود را فرا گیرند و بدین ترتیب از این بین، «معلم» برای دریافت سود بیشتر به عملی غیر اخلاقی دست زده است که در اساس بنیان های روابط اجتماعی سالم را از بین می برد. این قضیه در مورد پزشکان نیز کمابیش وجود دارد و در بین معماران و شهرسازان نیز به همچنین و دیگر حوزه ها و رشته ها و . . . . این امر همانگونه که اشاره شد دلایل گوناگونی دارد که بحرانهای ارزشی اخلاقی جامعه و سست شدن همبستگی های مکانیکی از زمرۀ دلایل این قضیه است. ولی به هر حال با از دست رفتن اقتدار مرجعیت اخلاقی سنت، دین، مذهب، خانواده و . . . افراد یک جامعه اگر دارای توافقاتی حداقلی در مورد روابط با یکدیگر نباشند، طبیعی است که آن جامعه سراشیبی سقوط و اضمحلال اخلاقی را طی خواهد نمود. بی تفاوتی، بی اعتمادی، ترجیح منافع شخصی بر منافع اجتماعی و . . . همگی می توانند در از بین رفتن ویژگیهای مثبت و شاخصه های اخلاقی مناسب موثر باشند.

 

می توان گفت که ناکارآمدی روابط سنتی در حوزه های گوناگون و ورود اندیشه های جدید از جهان پیرامون به همراه تغییرات عظیم       تکنولوژیکی و پاره شدن پیوستهای خانوادگی و سنتی، همگی از دلایل این فروپاشی و نهایتاً سقوط اخلاق حرفه ای در متخصصین معماری و شهرسازی نیز باشد . ولی به هر حال سوال این است که اکنون چه می توان نمود؟

 

تحول و گذار از همبستگی مکانیکی و سنتی به همبستگی ارگانیک و مدرن با مشکلات پیچیده ای همراه است که نیروهای متنوع اجتماعی از دولت و حاکمیت گرفته تا نهادهای مدنی و اقتصادی و افراد و . . . همگی در آن موثرند. ولی به هر حال میتوان اشاره نمود که با تقسیم کار بوجود آمده در دنیای جدید و بالطبع نیازمندی به حرفه ای بودن افراد در مشاغل خاص، طبیعتاً فرهنگ و اخلاق متناسب با این حرفه ها نیز شکل مخصوص به خود البته در بسترهای خاص اجتماعی تاریخی هر منطقه پدیدار می گردد .شاید تعریف و بازتعریف اخلاق در حوزه عمومی بتواند تا حدودی نشانگر مسیر مناسب برای اخلاق حرفه ای باشد. امری که بتواند هم روابط درون گروهی را تعریف نماید و هم اینکه به صورت عمومی به سرمایه اجتماعی ضربه وارد نسازد.  بر  این اساس تنظیم و تعریف و رعایت اصول اخلاقی بیش از آنکه امری فردی باشد امری عمومی و همگانی است و آنچه که در این میان بسیار قابل توجه است فرا رفتن از منافع شخصی و ترجیح آنها بر منافع عمومی و اجتماعی است. بدین شکل با شرایط جدید زیستی در ایران که در حال گذار از جامعه سنتی به جامعه ای نامعلوم می باشد، می توان تا حدود زیادی متناسب با تخصص ها و حرفه ها روابط اخلاق را آنگونه تنظیم کرد که هم مشکلات و انتقادهای وارد به سیستم سنتی بر طرف گردند و هم اینکه بدیلی موثر و کارآمد برای آنها تعریف گردند.

 

برای این گذار و در حقیقت برای ساختن بدیلی مناسب نیاز به بحث در مورد اصول اخلاق حرفه ای می باشد که به عنوان نمونه در معماری و شهرسازی این اصول می توانند به شرح ذیل باشند:

1-     مسئولیت اجتماعی معماران و شهرسازان و احترام به منافع عمومی.

2-     احترام به ارزشهای جهانی معماری و شهرسازی.

3-     احترام به خواسته های مشتری ولحاظ کردن آنها در طرح تا جاییکه مطابق با اصول معماری  وشهرسازی باشند.

4-     رعایت اصول معماری وشهرسازی پایدار.

 

 

پایبندی به اصول اخلاق حرفه ای معماری و شهرسازی اگر دارای استدلالهای قانع کننده ای برای کلیۀ افراد باشد، آنگاه می تواند به آن به عنوان یک ارزش نگریسته شود، در غیر اینصورت نسبی گرایی ارزشها جز وجود منافعی خاص برای عده ای، هیچ بنیان عقلانی دیگری ندارد.

 

ارزشهای مطرح شده در معماری و شهرسازی به نظر برخی مطلق هستند و از نظر برخی نسبی. یعنی برخی ارزشها را جهانشمول می دانند و برخی دیگر این ارزشها را بومی و یا منطقه ای و یا محلی می دانند. به نظر میرسد که اخلاق در مدرنیسم که داعیۀ جهانی بودن و شمولیت عام را دارد نسبت به اخلاق پست مدرنیسم که بومی نگر و منطقه ای نگر است، فراگیر تر، عام تر و انسانی تر به شمار میرود.

/ 3 نظر / 36 بازدید
فرید

سلام بر تو ای هموطن ایا از پس مخارج زندگی خود بر نمیایید؟؟ ایا دنبال یک راه حل برای غلبه بر مشکلات مالی خود هستید؟ ما برای این مساله مشترک همه یک راه حل داریم. درباره کمپانی پارمیس که بصورت قانونی در ایران ثبت شده چیزی شنیدی؟ میخواهی ماهی 5تا8 درصد سود بگیری؟ میخوای سرمایه هات توسط بانک تضمین بشن؟ میخواهی از درامد بازاریابی ماهانه10ها ملیونی استفاده کنی؟ و خیلی چیزای دیگه از سایت ما دیدن کنید

حسام عشقی

با سلام و عرض ادب، ممنون از مشارکت شما در هم اندیشی یازدهم.

احمدرضا سلیمانی

با دورد ؛ شما با افتخار به ضیافت دوازدهم وبلاگ های معماری ایران با موضوع " نماد گرایی در معماری " دعوت می شوید . با سپاس .