برای ضیافت دهم

فرم فرهنگستان هنر از ترکیب دو حجم مکعب مستطیل تشکیل شده است که یکی از آنها به مقداری از حدود متعارف چرخیده شده است و این خود تحرکی چشمگیر و جالب را در بنا ایجاد نموده است که علاوه بر این تحرک بصری به نوعی بام بنا را که در اثر این چرخش شیبدار گردیده ، برای هدایت آب باران به سمت ناودانها مناسب می نماید . استفاده از عناصر میله ای به صورت عریان در سازه بنا نیز بخشی از حرکت و پویایی بنا به شمار می رود . به عبارتی می توان گفت که در این بنا حجم ، صفحه و خط به وضوح در یک ترکیب بندی مناسب، از نقاط مثبت و جالب توجه بنا به شمار می روند. ترکیب بندی این عناصر با یکدیگر گویای پختگی طرح در بیرون آن است. استفاده از رنگهای متنوع نیز همچون سفید کرم، مشکی، قرمز، خاکستری نیز بر تنوع و جسارت بنا می افزاید. استفاده از مصالح متنوعی چون فلز، سنگ، بتن و شیشه در کنار یکدیگر به صورت ساده بر کیفیت بنا اضافه می کند. قسمتهای پر و خالی و ریتم ایجاد شده در ورودی و جداره ها نیز بر قوت بنا افزوده است.

 این بنا گرچه در فرم به سبک دیکانستراکشن نزدیک است ولی از داخل بنا با توجه به کارکردهای خاص خود، اساساً ارتباطی با سبک دیکانستراکشن ندارد. ستونها و عناصر باربر به همان شکل سنتی در مکانهای محاسبه شدۀ خود وجود دارند. عدم وجود شفافیت فضا، بنا را از داخل به سبک معماری سنتی ما نزدیک می نماید، البته شاید ویژگی کارکردی بنا یعنی سالن چند منظوره آن این گونه فضا را برای ما رقم زده است. ولی به هر حال، بخشهایی از درون فضا با بیرون فضا تمایزات زیادی دارد،که این تمایزات شاید ناشی از الزامهای طراح بنا یعنی آقای اسماعیل طلایی در پاسخگویی به کارکرد درونی آن بوده است، ولی به هر حال به نظر می رسد که یکی از معایب بزرگ این بنا عدم ارتباط هارمونیک درون و بیرون بنا است. من معتقدم که اگر فردی درون یک بنا بایستد،  بایستی حداقلی از تصور را نیز در ارتباط با بیرون فضا و مرتبط با آن داشته باشد که این تصورات الزاماً نیز بایستی با یکدیگر مرتبط باشند و بالعکس اگر فردی در خارج بنایی قرار گیرد بایستی بتواند درون فضا، مصالح، حرکت، شفافیت، روابط درون فضایی، فرمها،  تزیینات و . . . را متصور شود. در غیر اینصورت اگر شما با تناقضات زیادی روبرو گردید، بایستی دانست که بنا به پختگی لازم نرسیده است. پلان بنا، خود تا حدود زیادی در این اثر به خوبی طراحی گردیده است، یعنی روابط درونی فضاها با یکدیگر و پاسخگویی به عملکرد ( که تا حدود زیادی در پلان انعکاس می یابد ) موفقیت آمیز بوده است، ولی در بخشهایی از پرسپکتیوهای درونی فضا و واقعیت فضا، اساساً ارتباط درون و بیرون بنا ضعیف می باشد. این مطلب نیز بدان معناست که درون و برون بنا بایستی همدیگر را تعریف نمایند و با یکدیگر مرتبط باشند. مثلاً ممکن است در یک بنا درون بنا خود به صورت مستقل مطلوب و کارآمد باشد، همچنین برون بنا نیز به صورت مستقل مناسب باشد، ولی این دو اساساً با یکدیگر هماهنگ نباشند، وبه طور کل فردی که در درون فضا قرار گرفته است اصلاً احساس ننماید که برون این فضا به این شکل واقعاً موجود است و به آن تعلق دارد. خلاصه اینکه بنا بایستی به گونه ای طراحی گردد که اگر شما درون آن واقع شدید، حدس بزنید که برون آن چگونه باشد که در ارتباط با همین بنا و اختصاص یافته به همین بنا باشد و بالعکس و نه اینکه هر فضای داخلی برای هر بنایی با فرم های متنوع بیرونی صادق باشد . اما همانگونه که عنوان شد این وضعیت جالب در بیرون بنا، در داخل بنا به صورت هماهنگ انعکاس داده نشده است که از نقاط ضعف بنا به شمار می آید .

دیکانستراکشن از درون زاده می شود و یا بهتر است که بگوییم اساساً هر بنای معماری از درون زاده می شود که نهایتاً در بیرون به فرمی منتهی می گردد ولی در این بنا و خیلی از بناهای به ظاهر دیکانستراکشن در ایران،  اساساً این شکفتگی و زایش و . . .  در درون بنا جایگاهی ندارد و فقط در فرم بیرونی بنا است که این امر مشاهده می شود. این تناقض خود دلایل عمده ای از جمله: ناتوانی ایرانیان در درک صحیح از سبکهای معماری جهان، ناتوانی در تحول و دگرگونی معماری بومی خود، دخالت بیجا و بیش از اندازۀ مشتریان در طراحی بنا و درک نادرست و غلط عمدۀ معماران از مسئلۀ نظرخواهی و انعکاس خواسته های مشتری در بنا،  تداوم سنت در ایران و . . . می توان اشاره نمود که خود نیازمند فرصتی دیگر برای کالبد شکافی آنها می باشد.

 به هر روی مجموعه عواملی باعث می گردند که ظاهر بنا ها در ایران بسیار متفاوت از درون آنها باشد که این نیز شاید به طور کل ناشی از تعارضات و تناقضهای فرهنگ ما ایرانیان باشد به هر حال در این بنا با وجود نقاط مثبت برون فضایی در درون فضا جز بخشی از سالن و بخش انتظار که در ارتباطی هماهنگ با برون فضا می باشند،  دیگر بخشهای داخلی نه به لحاظ مصالح و نه به لحاظ ریتم و حجم سازی و ترکیب بندی و جنس مصالح و . . . تناسبی با فضای بیرونی ندارند و اساساً فرم بنا در بیرون فضای ایجاد شده، به غلط تصور دیکانستراکشن بودن را برای بیننده در نگاه اول ایجاد می نماید،  در صورتیکه با نگاه عمیقتر به درون بنا متوجه می شوید که درون آن با توجه به پاسخگویی صرف به عملکرد، عملاً ارتباط هارمونیک تنگاتنگی با بیرون فضا ندارد و می توان آن را به سبک معماری سنتی نزدیک تر دانست .  

 

 ماخذ : مهدی تومانی

 

  

 ماخذ : مهدی تومانی

 

 

 ماخذ : مهدی تومانی

 

 ماخذ : مهدی تومانی

 

 ماخذ : محمود فیض آبادی

 

 ماخذ : مهدی تومانی

 

 ماخذ : مهدی تومانی

 

 ماخذ : مهدی تومانی

 

 ماخذ : مهدی تومانی

 

 ماخذ : مهدی تومانی

 

 ماخذ : محمود فیض آبادی

 

 ماخذ : محمود فیض آبادی

 

 

  ماخذ : مهدی تومانی

 

 

  ماخذ : مهدی تومانی

 

 ماخذ : مهدی تومانی

 

 

ماخذ : محمود فیض آبادی

 

ماخذ : محمود فیض آبادی

ماخذ : محمود فیض آبادی

ماخذ : محمود فیض آبادی

 

/ 4 نظر / 58 بازدید
کمال یوسف‌پور

آقای شرفی با سلام؛ از شرکت شما در ضیافت دهم وبلاگ‌های معماری، بی‌نهایت سپاسگزارم. در ضمن تصاویر دیده نمیشن و پسورد میخوان ... فکر کنم باید سایت میزبان عکسها رو باید برای نمایش عمومی تنظیم کنین.

کمال یوسف‌پور

سلام ... با سپاس فراوان از پیام تبریکتان من هم سالی سرشار از شادکامی و بهروزی برایتان آرزومندم.

یک دوست

سلام سال نو مبارک در سال هشتاذوهشت بیشتر بنویسید. شاد باشید

حسام عشقی

با عرض سلام و ادب، از شما رسماً دعوت می شود که در یازدهمین ضیافت وبلاگ های معماری ایران که بصورت بین المللی با موضوع "اخلاق حرفه ای در معماری و شهرسازی" برگزار می گردد، شرکت نمایید. از همکاری شما بیش از پیش متشکرم. (حسام عشقی صنعتی)