ضیافت هشتم

مقدمه :

 

قبل از شرح روابط گوناگون معماری و رسانه شاید بهتر باشد که تعریفی جامع و کلی از معماری و رسانه داشته باشیم .

معماری ، به بنایی گفته می شود که علاوه بر برآوردن نیازهای انسانی و عملکردی خاص دارای فرم و هارمونی زیبایی هم از درون بنا و هم از برون بنا باشد که در نوع خود خاص باشد . ایجاد فضا و روابط درون برون فضایی از مهمترین شاخصه های یک بنای معماری می باشد . از سوی دیگر رسانه ، عموماً تکنیکی است که در آن می توان بیشترین حجم اطلاعات را در کوتاه ترین زمان ممکن به بیشترین افراد ممکن دارای دسترسی به آن تکنولوژی انتقال داد . از این روی رسانه و ارتباط آن با میزان پیشرفت تکنولوژی دارای ارتباطی تنگاتنگ می باشد . برای بررسی رابطۀ معماری و رسانه در این مطلب به مهمترین عناصر ارتباطی این دو مسئله خواهیم پرداخت .

 

رسانه و جهان نوین :

 

خیلی از صاحب نظران اندیشه های پست مدرنیستی از جمله ژان بودریار معتقدند که رسانه ها و به نوعی بهتر تکنولوژی در دنیای نوین آنچنان در عرصه های گوناگون زیستی برتری و سیطره پیدا کرده است که بدون رسانه و تصاویر ، اساساً جهان نوین نیز بی معنا خواهد گشت . غلبه و گسترۀ رسانه ها در تبلیغ و ترویج وقایع گوناگون آنچنان تحولاتی ایجاد نموده است که بخشهای اجتماعی زیستی انسان از جمله روابط اقتصادی سیاسی و فرهنگی آنان به تاثیر از این سیطرۀ تکنولوژی ، تحولات عظیمی را دچار گشته اند . نقش تحولات و چیدمان عناصر فرهنگی را رسانه ها در جهان کنونی به شکلی باز می کنند که انگار تاریخ و بافت مستحکم آن نیز چاره ای جز تسلیم شدن در برابر آنها را ندارد . از سوی دیگر علاوه بر پست مدرنیستها ، منتقدان اجتماعی دیگری نیز در نقد سیطرۀ رسانه ها و شیوع وسیع آنها معتقدند که عمده ترین نقش رسانه ها ، مصرف گرایی و مصرف زدگی اجتماعی چه به لحاظ کالایی و چه به لحاظ روانی است . بمباران تبلیغاتی توسط رسانه ها از آنچه که شاید اساساً وجودی واقعی نداشته باشد و امری ذهنی و انتزاعی باشد ، دنیای کنونی و روابط انسانی را در جهان معاصر به سمت مصرف گرا بودن ، منفعل بودن ، ابژه بودن و . . . هدایت می کند . رسانه ها ، عموم انسانها را به افرادی منفعل و صرفاً تحت نفوذ تبلیغات تبدیل می نماید . حال جدای از نظرات متفاوتی که در مورد نقش رسانه ها وجود دارد بایستی به مطلب اساسی ، یعنی ارتباط معماری و رسانه بپردازیم . اینکه اساساً در ارتباط این دو آیا رابطۀ واقعی یک بنای معماری با افراد توسط رسانه ها با توجه به آن چیزی که هم اکنون در تعریف رسانه ها موجود است به وجود می آید ؟ آیا رسانه ها می توانند زبان گویای یک بنای معماری باشند و بالعکس آیا یک بنای معماری می تواند به عنوان یک رسانه عمل نماید ؟ شاید در زمان کنونی که رسانه هایی چون تلویزیون و ماهواره ، تصاویر بناهای معماری را در مستندات معماری و یا فیلم های مستند و سینمایی و . . . خود به نمایش می گذارند ، بناهای معماری نیز کارکردی را علاوه بر کارکردهای دیگر خویش که در مقدمۀ این مطلب بدان ذکر شد ، ایفا نمایند . توجه به کارکرد رسانه ای بناهای معماری به عنوان امری نوین و البته با قدمتی کهن و کشفی نوین می تواند خود سبب ساز دگرگونیهای اجتماعی شود .

پس با این دو نگرش ، یعنی از یکسو معماری در رسانه و ساخته و پرداخته کردن معماری توسط رسانه و تعریف آن توسط رسانه و از سوی دیگر معماری به عنوان رسانه می توان چنین گفت : که اگر در رسانه ، معماری واقعی و یا دکور معماری و یا معماری مجازی به عنوان بنا مفروض می گردد و به مخاطب نشان داده می شود و اگر در رسانه فرد مخاطب به درون فضاهایی مجازی پا می گذارد و حتی نسبت به آن حسی خاص در او ایجاد می شود ، در معماری به عنوان رسانه ، فرد مخاطب عملاً و واقعاً با بنا ارتباط می گیرد و یا از درون و یا برون بنا را لمس می نماید . آن حس و درکی که از فضای واقعی در بناهای معماری وجود دارد هیچگاه در معماری رسانه ای وجود نخواهد داشت ، چرا که هیچگاه فرد در درون یا برون فضای واقعی قدم نخواهد گذاشت . معماری مجازی یا دکورهای معماری و حتی بناهای واقعی در رسانه ها بیش از آنکه بخواهند فرد را به صورت واقعی با فضا مرتبط نمایند خواهان آن هستند که به فرد تلقین نمایند که با فضا در ارتباط است . می شود عنوان نمود که معماری آن گاه به صورت واقعی درک می شود که خود بنا به عنوان رسانه عمل نماید و مخاطب را با اطلاعات خود آشنا سازد . به عبارتی بهتر ، بنای معماری خود به عنوان بهترین رسانه برای خود محسوب می گردد ، چرا که علاوه بر درک واقعی فضاها ، ایجاد حس ، حرکت و عمل را در فرد نیز ایجاد می نماید . هر عنصر بنای معماری می تواند به بهترین وجهی خود را نشان داده و اطلاعات بصری خود را به صورت گویا فارغ از ارزشمندی آن به مخاطب برساند . از این رو بنای معماری زمانی که خود ، به عنوان رسانه عمل می نماید علاوه بر درک بنا به صورت واقعی ، فرد را به عنوان مصرف کنندۀ صرف نیز در نظر نمی گیرد . فرد در اینجا خود به عنوان مفسر بنا و حتی به عنوان معمار دوم بنا نیز عمل می نماید . بازسازی واقعی عناصر یک بنای معماری توسط فرد ، باز خوانی آنها ، ایجاد ارتباطات متفاوت شکلی و ماهوی در بنا و . . . می توانند در باز تعریف و بازسازی ذهنی بنا بسیار موثر واقع شوند . به نظر می رسد که ارتباطی از این دست یعنی رابطۀ واقعی بنای معماری با فرد یا افراد دارای تاثیراتی به مراتب عمیق تر و کامل تر از معماری درون رسانه ها باشد . در حقیقت حضور فرد در فضای واقعی علاوه بر درک و احساس واقعی فضای معماری از جانب وی ، می تواند به رابطۀ دو سویۀ بنا و فرد یا فرد و محیط نیز کمک نماید . به عبارتی علاوه بر دیالوگ فرد ناظر با معمار بنا ، فرد ناظر می تواند به رابطه ای مستقیم و رو در رو با محیط زیست خود نیز بپردازد و آن را باز تعریف نماید . این ارتباط متقابل و تنگاتنگ ، ارتباطی است که در دنیای رسانه ها ناپیدا و غایب است . در آنجا فرد ظاهراً فضا را می بیند و ظاهراً با آن رابطه برقرار می کند ، از این رو رسانه های مجازی در این میان نه تنها به رابطۀ سالم و واقعی فرد و بنا و یا فرد و معمار کمک نمی کنند ، بلکه به نوعی او را دچار سردرگمی و حتی فریب نیز قرار می دهند .

 البته در اینجا لازم است که به کارکردهای مثبت رسانه ها در اطلاع رسانی به افراد نیز اشاره کنیم . شاید معرفی یک بنای معماری از جانب یک رسانه ( مثلاً به عنوان یک پس زمینه کلیپ تبلیغاتی یک کالا ) جهت معرفی و توجه مخاطبان به آثار معماری بسیار هم مثمر ثمر باشد . ولی موضوع اصلی دقیقاً از اینجا آغاز می شود که اولاً این معرفی از بنا بسیار ناقص و ناکافی می باشد و دوماً روابط واقعی را به حاشیه رانده و به جای آن ارتباطات کاذب و مجازی را وسعت می بخشد . به هر حال ناتوانی رسانه ها در ارتباط واقعی با فرد مخاطب ، ما را مجدداً به سوی رابطۀ واقعی با بنا می کشاند . اینکه هیچ رسانه ای بهتر و برتر از خود یک بنای معماری نیست . هر بنای معماری ، خود بهترین رسانۀ خویش می باشد ، رسانه ای واقعی ، سالم ، کارآمد و پویا . هر بنای معماری ، خود رسانه ای است گویا که تمام اطلاعات بنا را به مرور و با حرکت فرد ناظر در اختیار وی قرار می دهد . به بیانی بهتر با حرکت فرد ناظر در درون و برون بنا است که اطلاعات وی از بنا کامل می گردد و همین حرکت اساس رابطۀ واقعی و سالم و دو سویۀ بنا با ناظر می باشد . حرکت از زوایا و چشم اندازهای گوناگون به بنا ، موقعیت های متفاوتی را برای فرد رقم خواهد زد که تجربه ای است به مراتب متفاوت تر از تجربۀ رسانه هایی که معماری را به صورت تصویر و دو بعدی برای ناظر به تصویر درآورده و عملاً عامل حرکت را از ناظر و دو سویه بودن این ارتباط را از آنها می گیرد .

 در مجموع می توان گفت که ارتباط دو سویۀ بنا ناظر در رسانه ها به ارتباط یکسویه ای تبدیل می گردد که ناظر در آن نقشی نخواهد داشت جز دیدن تصاویر دو بعدی و یا سه بعدی مجازی که اساساً تناسبی با واقعیت و مقیاس انسانی ندارند . در این گونه از ارتباط ، ناظر صرفاً تصاویری از بناهای معماری را خواهد دید که عملاً چیزی جدای از واقعیات بنا هستند . موقعیت زمانی مکانی ، نور تاریکی ، گرما سرما ، شلوغی خلوتی ، سر و صدا آرامش ، باد ، نسیم و . . . همگی از عواملی هستند که دید ناظر را از بنا و موقعیت او را در درون بنا بسیار متفاوت تر از وضعیت او هنگام مشاهدۀ تصاویر بناهای معماری در رسانه ها می نمایند . به هر روی با وجود این تفاوت های عظیم ، به نظر می رسد که هیچ رسانه ای جز خود بنای واقعی توانایی برآورده کردن کامل و سالم و غیر مخدوش اطلاعات بنا و درک موقعیتهای گوناگون فضایی در بنا را ندارد .

 

جمع بندی :

 

در مجموع می توان چنین نتیجه گرفت که گرچه رسانه ها در عصر جدید در اشکال گوناگون آن مثل اینترنت و ماهواره و رادیو و تلویزیون و . . . به در دسترس بودن اطلاعات برای کلیۀ افراد تا حدود زیادی به یک میزان کمک بسیاری نموده اند و گرچه این رسانه ها در نزدیکی افراد و جمع و فشرده شدن و کوچک شدن فاصله ها بسیار کمک نموده اند و دانش بشری را در اختیار همگان قرار می دهد ، اما در مورد هنری چون معماری با وجود کمکهایی که این رسانه ها به آشنایی و درک افراد از بناهای معماری می نمایند ، همچنان به دلیل ویژگیهای خاص معماری از جمله نیاز به در فضا بودن و حرکت در آن و نتیجتاً درک موقعیتهای مختلف فضایی می توان گفت که بهترین رسانه برای بناهای معماری نه رسانه ها ، بلکه خود بناها می باشند که حضور در آنها موجب ارتباطی واقعی و سالم و غیر مخدوش و دو جانبه ، هم با بنا و هم با معمار برای فرد ناظر می گردد . / .

/ 8 نظر / 38 بازدید
آستاره

شرفی گرامی...سلام...مطلبی که نوشته اید بسیار جامع و عالی بود.ممنون...موفق و پایدار باشید.

سکونتگاهی برای همه

دوست عزیز از شما دعوت می شود در ضیافت نهم معماری ، به میزبانی " سکونتگاهی برای همه" جهت انتخاب موضوعات پیشنهادی شرکت نمایید و نظر خود را بیان نمایید . 1- طراحی شهری : قلمروی معماران یا شهرسازان؟ ٢- حس مکان در فضاهای شهری ٣-بهترین مقاله ( معماری - شهرسازی) در سال ٢٠٠٨ به همراه نقد آن از منظر شما + لینک مقاله لطفا نظر خود حداکثر تا تاریخ 12 آذر 1387 به ما اطلاع دهید. جهت کسب اطلاعات بیشتر در زمینه ضیافت به آدرس وبلاگ مراجعه نمایید. www.settlementforall.persianblog.ir با تشکر محمدرضا منعام – فرناز ضرابیان

سکونتگاهی برای همه

آقای فرهاد شرقی سلام با نظر سنجی انجام شده موضوع شماره 2 - حس مکان در فضاهای شهری - به عنوان موضوع نهایی ضیافت نهم انتخاب شد. منتظر یادداشت های شما هستیم. با تشکر سکونتگاهی برای همه

سکونتگاهی برای همه

دوست عزیر سلام مهلت نگارش مطلب جهت ضیافت نهم معماری – شهرسازی تا 10 دی ماه 1387 تمدید شد. موضوع ضیافت نهم : «حس مکان در فضاهای شهری» منتظر یادداشت های شما هستیم ، لطفا ما را از نگارش های خود مطلع گردانید تا لینک آن در ردیف شرکت کتنندگان ضیافت قرار گیرد. جهت کسب اطلاعات بیشتر درباره ضیافت و مطالب نوشته شده تا کنون به وبلاگ " سکونتگاهی برای همه" مراجعه نمایید. با تشکر فرناز ضرابیان – محمدرضا منعام

vida

salam webloghetun ali bud age maylid webloge mano link konid ba hamun esme

همایش معماری پايدار

با استعانت از پروردگار متعال و همکاری همه عزیزان و با حضور چشمگیر دانشجویان و اساتید معماری، به منظور رشد و توسعه توان علمی و بالا بردن دانش معماری، تقویت روحیه همکاری، ایجاد زمینه مناسب برای تبادل آخرين يافته ها در حوزه معماري پايدار،مركز آموزشي و فرهنگي سما همدان در نظر دارد اولین همایش ملی معماری پایدار را در شهر همدان به عنوان پایتخت تاریخ و تمدن و قطب معماری غرب کشور برگزار نماید.دبيرخانه همايش از عموم علاقمندان به عنوان رابط علمي همايش در ساير استانها دعوت به همكاري مي نمايد.جهت دريافت اطلاعات بيشتر در اين خصوص به پايگاه اطلاع رساني همايش به نشاني زير مراجعه نماييد.Samarch.ir